شاید طولانی باشه اما ارزش داره
پروفسور حسابي در سال ۱۲۸۱از پدر و مادري تفرشي در تهران متولد شد.وي داراي دو فرزند به نامهاي ايرج و انوشه است.که دکتر ايرج حسابي معرف حضور بيشتر شما هستند.
در ابتدا براي اينکه به خواندن متن علاقه مند شويد مي خواهم تعدادي از عملکردهاي مهم ايشان را بگويم:
راه اندازي اولين ژنراتور برق کشور در سال -پايگذاري موسسه ي ژيوفيزيک دانشگاه تهران(۱۳۳۰)-ساخت اولين راديو در کشور-تاسيس و رياست انجمن فيزيک در ايران و ...
حالا مي خواهم از مدارک بسيار زياد ايشان تنها به چند مورد اشاره کنم:
ليسانس ادبيات در ۱۷ سالگي-ليسانس بيولوژي در ۱۹ سالگي-مهندسي راه و ساختمان درهمان سن و ...
حالا مي خواهم جهشهاي تحصيلي دکتر را بگويم:
جهش از کلاس اول زبان انگليسي به پنجم انگليسي با مطالعه در يک تابستان-اولين ليسانس در هفده سالگي-هشتمدرک کارشناسي و دکترا در هفت سال و ...
زبانهايي که استادبه آن مسلط بودند:
انگليسي-فرانسوي-آلماني-عربي-سانسکريت(اولين زبان نوشتاري)-لاتين-پهلوي-يوناني-اوستايي-ترکي-ايتاليايي-روسي-باستاني.
بيماريهاي استاد:
ذات الريه-مالاريا-زخم معده-اثني عشر-آب مرواريد-پروستات-قلب.
چشم و بينايي استاد:
شماره ي عينک:13.5 نزديک بين-آستيکمات-دوربين....نوع عينک:Prismate....حالا آيا کسي مي تواند با داشتا اين بيماريها زنده بماند چه برسد به اينکه بتواند درجه ي پروفسوري را دريافت کند.
استاد تنها دانش آموز ايراني انيشتن بودند.ايشان توانستند سالها در سمت شاگرد انيشتن به کسب علم بپردازند .استادتوانستند نظريه ي بينهايت بودن ذرات را بنيان نهد.
استاد علاوه بر فيزيک در رشته هاي ستاره شناسي-نقاشي-موسيقي-شعر و ادب و... مهارت داشتند.
استاد در 12 شهريور 1371 در بيمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه ي قلبي بدرود حيات گفتند.
اين متن رو براي اين نوشتم تا يک کم از اين دنياي علکي و محدود خودمون بيرون بياييم و با زندگي انديشمنداني چون پروفسور حسابي آشنا بشيم و زندگي اين افراد را سرلوحه ي زندگي خود قرار دهيم تا بتانيم کشور خود را از اين وضعيت خارج کنيم و مرئم را به کسب علم ترقيب کنيم.
من اين متن رو از کتاب :::استاد عشق:::(چاپ بیست و دوم-انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي-نگارش ايرج حسابي) نوشتم و شما رو هم دعوت به خوندن اين کتاب زيبا مي کنم.
اردلان

